الف: عايقكاري رطوبتي كفها كف زيرزمين و طبقه همكف ساختمان كه در مجاورت خاك نمناك است به 

خاطر رعايت مسائل بهداشتي، حفظ ديوارهاي در تماس با آنها از رطوبت بالا رونده و محافظت كفپوشهاي حساس به رطوبت (مانند كفپوشهاي چوبي و لاستيكي)، بايد در برابر نفوذ رطوبت عايقكاري شود. اين عايقكاري بايد با عايقكاري شالوده يكپارچه شده و چنانچه اختلاف رقومي بين آنها وجود داشته باشد، با عايقكاري قائم پي، اين پيوستگي تأمين گردد.                                       

زير فرش كف طبقات زيرين ساختمان كه در تماس مستقيم با زمين هستند، بايد با ارتفاع حدود 25 تا 30 سانتيمتر لاشه سنگ يا قلوه سنگ درشت چيده و روي آن يك لايه مخلوط شن و ماسه بريزند تا فواصل خالي بين سنگهاي درشت پر شود و حدود 2 سانتيمتر روي تمام سطح را بپوشاند. اين عمل باعث قطع لوله‌هاي موئين و نفوذ رطوبت به سمت بالا مي‌شود. در مناطق خيلي مرطوب مي‌توان كفها را به صورت معلق اجرا كرد. در اين طريقه ديوارهايي به موازات هم و به ضخامت يك آجر و به فاصله حدود 50 الي 70 سانتيمتر و به ارتفاع حدود 50 تا 90 سانتيمتر مي‌سازند و بين آنها را با طاق ضربي مي‌پوشانند و سپس كفسازي اصلي روي آن انجام مي‌شود. فضاي خالي بين ديوارها كه به هم راه دارند و گربه‌رو ناميده مي‌شوند، توسط مجراهايي به خارج ساختمان ارتباط داده مي‌شوند. در مناطقي كه چوب به حد كافي يافت مي‌شود، كف معلق را مي‌توان با تير، تيرچه و تخته نيز اجرا نمود، به هر حال به علت انجام عمل تهويه در زير كفهاي معلق، كفسازي بالنسبه خشك‌تر است. عايقكاري كفها را مي‌توان با قير و گوني، انواع مشمع و مقواي قيراندود، مواد پلاستيكي، آسفالت ماستيك و مواد قيري بر روي قشري از بتن يا اندود ماسه سيمان كه بر روي كف اجرا مي‌شود، انجام داد.                                                                                                       

روش اجراي عايق با قير و گوني و مشمع و مقواي قيراندود، مشابه عايقكاري بام است كه در (ب) و (پ) توضيح داده شده است. روشهاي ياد شده نسبت به ساير روشها اين مزيت را دارند كه چنانچه كف ساختمان در مواقعي تحت فشار آب قرار گيرد، در برابر آن مقاومت خوبي از خود نشان مي‌دهند.                              

استفاده از مواد پلاستيكي در عايقكاري كفها به دو صورت ممكن است انجام گيرد. در حالت اول روي بتن كفسازي را با قشري از رزين اپوكسي مي‌پوشانند. اين لايه چسبندگي بسيار خوبي با زيرسازي دارد، ولي در مقابل جابه‌جايي اجزا و ترك‌خوردگي حساس است. به هر حال انواع كفپوش را مي‌توان روي آن اجرا كرد.                                                                                                              

حالت ديگر استفاده از ورقه‌هاي نازك پلي‌تن به ضخامت 15/0 ميليمتر است، ميزان همپوشاني ورقه‌ها حداقل 10 سانتيمتر است و در موقع نصب بايد دقت نمود، ضربه و يا ناصافي زيرسازي باعث پارگي آنها نشود. محل روي هم افتادگي ورقه‌ها را مي‌توان تا زد يا با گرم كردن آنها را به هم جوش داد.            

آسفالت ماستيك يا ماستيك قيري چنانچه به عنوان كفپوش به كار رود، ديگر نيازي به نم‌بندي كف نيست.                                                                            

از قيرهاي خالص مذاب، امولسيونهاي قيري و قطراني و قيرهاي مايع نيز براي نم‌بندي مي‌توان استفاده كرد. هنگام مصرف قير مذاب، ضخامت آن به حدود 3 ميليمتر مي‌رسد كه زيرسازي مناسبي براي كفپوشهاي چوبي است و در عين حال به عنوان چسب هم از آن بهره‌گيري مي‌شود.                                                    

مصرف امولسيونهاي قيري، قطراني، قيري / لاستيكي و قطراني / لاستيكي و قيرهاي مايع نظير RC2 ، نيز براي نم‌بندي كفها معمول است. اين مواد را مي‌توان در چند دست پاشيد يا آنها را بر روي سطوح موردنظر ماليد، اما اجراي آن نياز به نظارت دقيق دارد. حداقل ضخامت اين مواد پس از خشك شدن، 6/0 ميليمتر است.                                                                                                             

ب: عايقكاري رطوبتي شالوده‌ها     

        كف تمام شده ساختمانها معمولاً حدود 30 تا 90 سانتيمتر (2 تا 6 پله) از كف محوطه بالاتر ساخته مي‌شوند. فاصله بين شالوده تا كف، با مصالح بنايي مانند سنگ، بلوك بتني و آجر با ملات ماسه سيمان يا باتارد يا ماسه آهك كرسي‌چيني مي‌شود و ديوارهاي ساختمان بر روي كرسي‌چيني بنا مي‌شوند. چون بتن و مصالح بنايي و ملات مربوط نم‌كش هستند، چنانچه حد فاصل شالوده و ديوار ساختمان نم‌بندي نشود، رطوبت موجود در زمين از طريق لوله‌هاي موئين مصالح به سمت بالا نفوذ كرده و سبب نم‌زدگي ديوارها مي‌شود. لايه افقي عايق رطوبتي ديوارها، بايد بالاتر از كرسي‌چيني و در ارتفاع حداقل 15 سانتيمتر بالاتر از رقوم محوطه و به صورت يكپارچه و پيوسته اجرا شود. عايقكاري قائم ديوارها به اندازه حداقل 10 سانتيمتر نيز ضروري است. بديهي است پيوستگي عايق افقي و قائم ديوارها از جمله عايق قائم ديوارهاي زيرزمين بايد رعايت گردد. همچنين عايق كفها نيز در صورت اجرا، بايد با عايق ديوارها پيوستگي داشته باشد.           

بهتر است ازاره ساختمان در نما تا تراز لايه نم‌بند ديوار، سنگي باشد تا در صورت نم‌زدگي، آثار آن بر روي نما ظاهر نشود. بندكشي درز محاذي لايه نم‌بند باعث ايجاد پلي براي نفوذ رطوبت از قسمت مرطوب زير لايه نم‌بند به بالاي ديوار مي‌شود، از اينرو از بندكشي اين قسمت بايد خودداري شود، همچنين براي جلوگيري از نفوذ رطوبت بايد از تجمع برف و نخاله‌هاي ساختمان و نظاير آن در پاي ديوار جلوگيري نمود.                                                                     

مصالح مورد مصرف در لايه نم‌بند عبارتند از فلزات شامل سرب، مس و ورق فولاد گالوانيزه و مواد قيري و قطراني و مواد پلاستيكي.                                     

فلزات داراي اين مزيت هستند كه بار وارده را به خوبي تحمل مي‌كنند، ولي بهتر است براي جلوگيري از فساد و خوردگي، آنها را قيراندود نمود. ضخامت ورقه‌هاي فلزي حدود 1 تا 2 ميليمتر انتخاب مي‌شود و اتصال آنها به صورت چند پيچه يا لحيم و جوش انجام مي‌گيرد.                                                                 

مواد قيري و قطراني به تنهايي براي نم‌بندي ديوارها چندان مناسب نيستند و بهتر است آنها را به همراه منسوجاتي مانند گوني كنفي و مواد پلاستيكي، مقوا، نمدها و نظاير آن مصرف نمود تا لايه نم‌بند بتواند در برابر نشستهاي جزئي ساختماني مقاومت كند. آسفالت ماستيك تا حدودي نم‌بند است، ولي در برابر حركات جزئي اجزاي ساختماني ترك مي‌خورد و از محل تركها رطوبت به بالاي ديوار نفوذ مي‌كند. اجراي قيرگوني، مشمع، مقوا و گوني قيراندود، همانند عايقكاري كف و بام صورت مي‌گيرد. مصرف مواد پلاستيكي براي نم‌بندي شالوده همانند نم‌بندي كف است كه قبلاً توضيح داده شد، ولي اين مواد بهتر است در مكانهاي كم بارش و خشك به مصرف برسند. مصرف ملاتي از ماسه كوارتزي و رزين اپوكسي به ضخامت 6 ميليمتر نيز در پي‌ها مي‌تواند مؤثر واقع شود. ديوارهايي كه تحت اثر بارهاي افقي قرار مي‌گيرند، بايد داراي عايقكاري پله‌اي باشند تا از لغزش آنها جلوگيري شود.                                                                              

  عايقكاري رطوبتي ديوار زيرزمين                                                                    

عايقكاري ديوار زيرزمين بايد همانند عايقكاري شالوده ساختمان و به صورت يكپارچه و همراه با آن، انجام شود. چنانچه فاصله زماني بين اجراي عايق افقي و قائم و ديوارها پيش بيايد، بايد به منظور يكپارچه كردن عايق تدابير لازم اتخاذ گردد. 

 معمول‌ترين عايقكاري براي ديوار زيرزمينها استفاده از قير و گوني يا قير و مشمع يا گوني يا مقواي قيراندود است كه بايد مانند عايق بام اجرا شود. ترتيب عايقكاري قائم، بايد از بالا به پايين باشد و لايه‌هاي گوني طوري روي هم قرار گيرند كه رطوبت نتواند از زمين به داخل ديوار زيرزمين نفوذ كند.                    

دو روش براي عايقكاري ديوار زيرزمين متداول است: روش اول در مواقعي به كار گرفته مي‌شود كه عمق زيرزمين، كم و خطر ريزش خاك اطراف زيرزمين وجود نداشته باشد، در اين روش ابتدا تيغه محافظ عايق اجرا شده و روي آن ملات ماسه سيمان و عايق قائم، انجام و سپس ديوار اصلي زيرزمين ساخته مي‌شود. در روش دوم كه مخصوص زمينهاي ريزشي و عمقهاي زياد است، ابتدا عايق افقي زير ديوار زيرزمين را اجرا مي‌كنند و پس از ديوارسازي، پشت آن را با ملات ماسه سيمان اندود نموده و بعد از عايقكاري اقدام به ساختن تيغه محافظ عايق مي‌كنند. در هر دو روش در تمام مراحل بايد سعي شود پيش‌بينيهاي لازم براي پيوستگي عايق در قسمتهاي افقي و قائم صورت گيرد. محل عبور لوله‌ها و دودكش و ساير مجاري، بايد قبلاً در ديوار زيرزمين پيش‌بيني شود، به قسمي كه عايق پس از اجرا پاره يا زخمي نشود. لوله‌هاي آب گرم و شوفاژ و دودكش، نبايد مستقيماً در تماس با عايق قيري قرار گيرند، زيرا ممكن است آن را ذوب كرده و كيفيت آن دچار اشكال گردد.                                                              

عايقكاري كف آشپزخانه، سرويسهاي بهداشتي و فضاهاي مشابه                    

در مكانهايي كه احتمال ريزش آب در كف و قسمت پايين ديوارها وجود داشته باشد عايقكاري كف و پاي ديوار امري ضروري است. معمول‌ترين عايق كه در اين موارد به كار مي‌رود، قير و گوني، مشمع، مقوا و گوني قيراندود است كه به ذكر آنها اكتفا مي‌شود.  

 نحوه عايقكاري عيناً همانند عايقكاري بام است با اين تفاوت كه عايقكاري قائم پاي ديوارها در اين مكانها تا 15 سانتيمتر بالاتر از بالاترين نقطه‌اي كه امكان ريزش آب و تجمع آن وجود دارد (مانند لبه وان و زير دوش) ضروريست. نظر به اينكه تغييرات درجه حرارت در داخل ساختمان از بام آن كمتر است، لذا مصرف قير 100/15 در استاندارد 211 ايران مرجح شمرده شده است.                             

در محل كف‌شور آشپزخانه و حمام و محل نصب كاسه توالت بايد دقت شود كه لايه‌هاي عايق تا داخل لوله فاضلاب امتداد يابد و سپس نسبت به نصب لوازم بهداشتي اقدام گردد. محل كاسه توالت را ابتدا بايد با ماسه نرم و كم سيمان اندود كرد و با فشار دادن كاسه توالت بر روي آن سطح ملات را به شكل كاسه توالت درآورد و روي آن را با ماسه سيمان ليسه‌اي اندود نمود. پس از خشك شدن اندود عايقكاري كف انجام خواهد شد.                                                   

لازم به يادآوري است كه شيب‌بندي كف حمام، آشپزخانه، توالت و فضاهاي مشابه به سمت كف‌شور و كاسه توالت به منظور تخليه آبهايي كه احتمالاً در كف جاري مي‌شود، امري ضروري است.                                                         

عايقكاري رطوبتي ساير قسمتهاي ساختمان                                                        

الف: عايقكاري كف پنجره‌ها، درپوش دست‌انداز بام، دودكشها، كف پنجره، درپوش دست‌انداز بام و ديوار حياط چنانچه در طول كوتاه و به صورت يكپارچه با سنگ، بتن و نظاير آن اجرا شود، معمولاً مشكلي را به وجود نخواهد آورد، ولي در طولهاي زياد كه اين مصالح نياز به درز انبساط و انقباض دارند آب از محل درزها نفوذ كرده و علاوه بر يخ زدن مصالح بالاي ديوار و خرابي آنها، سبب زشتي و آلودگي نماسازي نيز مي‌شود، از اين رو براي جلوگيري از خطرات ناشي از يخزدگي و حفظ زيبايي در اين قسمتها، زير درپوشهاي درزدار يا روي آنها بايد عايقكاري شود. چنانچه بخواهيم زير درپوشها را عايق كنيم، اجراي يك لايه قير و گوني به روشي كه در عايقكاري بام توضيح داده شد، كافيست. براي عايقكاري روي درپوشها بهترين مصالح، فلزاتي مانند مس و فولاد گالوانيزه هستند و بديهي است در محل درز بايد چند پيچه يا لحيم يا جوشكاري شوند. فلزاتي كه براي اين منظور به كار مي‌روند، بايد در انتها خمكاري يا فتيله شوند و به صورت آبچكان در آيند تا آب به راحتي از روي آنها تخليه شود، بدون اينكه بر روي ديوار ترشح نمايد.                                                               

ب: عايقكاري كف و بدنه استخرها و منابع آب                                                 

عايقكاري كف و بدنه استخرها به منظور جلوگيري از گريز آب و هدر رفتن آن انجام مي‌شود و در مواقعي لازم است كه ارتفاع و در نتيجه فشار آب زياد باشد. عايقكاري استخرها و منابع آب، بيشتر با مواد قيري، ندرتاً با فلزات و بعضي مواقع با رزينهاي پليمري نظير رزين اپوكسي انجام مي‌گيرد. روش عايقكاري همانند ديوار زيرزمين و بام مي‌باشد. رنگ‌آميزي بدنه استخر با رنگ ضد آب به عنوان يك اقدام اضافي و احتياطي مفيد است.                                                            

پ: عايقكاري كف پاركينگ در طبقات                                                          

چنانچه كف پاركينگ در طبقات شسته مي‌شود، در اين صورت عايقكاري آن الزامي است. روش عايقكاري همانند ساير كفها است، فقط بايد توجه داشت كه لايه‌هاي عايق در كف پاركينگها زير فشار بيشتري قرار مي‌گيرد و از اين رو تعداد لايه‌هاي بيشتري براي عايقكاري لازم است.                                              

ت: عايقكاري نماها                                                                                        

ديوارهاي ساختمان كه در معرض بوران قرار مي‌گيرند، پس از مدتي از سمت داخل ساختمان خيس مي‌شوند. از اين رو در مناطق بوران‌خيز علاوه بر اتخاذ تدابيري نظير پيش‌بيني ايوان و پيش‌آمدگي در سمت وزش باد بايد قسمتهايي از ديوار را كه در معرض بوران قرار مي‌گيرند، عايقكاري كرد. چنانچه ميزان بارندگي كم يا مدت آن كوتاه باشد مي‌توان با افزودن قدري آهك در ملات اندود سيماني نما، آن را تا حدود زيادي آب‌بندي كرد.                                     

در موارد شديدتر مصرف مواد آب‌بند كننده بتن در ملات اندود، مصرف ملاتهاي پليمري از قبيل ملاتهاي رزين اپوكسي (بدون سيمان يا به همراه سيمان) و بالاخره اجراي رنگهاي ضد آب بر روي نما مفيد است و مي‌تواند مؤثر واقع شود. 

در بعضي كشورهاي صنعتي از قطعات چوب و ساير مصالح همانند آنچه كه در سقفها مرسوم است، براي نماپوش  استفاده مي‌شود.                                        

ث: عايقكاري درزهاي انبساط در بام، نما و كف طبقات                                   

درزهاي انبساط بايد مطابق نقشه‌هاي جزئيات اجرا شده و در محل بام، نماهاي بوران‌گير و كف طبقاتي كه امكان شستشو يا جريان آب در آنها وجود دارد، كاملاً درزبندي و عايق شوند. عايقكاري رطوبتي درزهاي انبساط در بام و كف طبقات با ورقه‌هاي مسي يا فولادي گالوانيزه و در مواردي با موادي نظير انواع ماستيك و لاستيك انجام مي‌گيرد. بهترين مصالح براي عايقكاري درزهاي نما، ماستيك يا نوارهاي لاستيكي است و چنانچه روي آنها با مصالح فلزي پوشانده شود، اطمينان بيشتري براي عدم نفوذ آب به وجود مي‌آيد.                                

آزمايش عايقكاري                                                                                         

پس از اتمام عايقكاري و قبل از اجراي قشر محافظ روي آن، بايد نسبت به آزمايش عايقكاري اقدام نمود. سطوح شيبدار را مي‌توان با پاشيدن آب بر روي آنها مشابه يك بارندگي شديد آزمايش كرد. چنانچه نقصي در بام‌پوش وجود داشته باشد معمولاً در فاصله كوتاهي پس از آبپاشي ظاهر شده و از زير سقف مي‌توان با مشاهده قطرات آب به وجود نقص و محل آن پي برد.                                                                           

براي آزمايش عايق بامهاي تخت و كف سرويسها و نظاير آن  بايد تمامي   آب‌روها و      كف‌شورها را موقتاً با مصالحي مانند ورقه‌هاي پلاستيكي و پارچه كهنه وگل رسي مسدود نمود و روي عايق را به ارتفاع حدود 5 سانتيمتر از بالاترين نقطه آب بست و به مدت 24 ساعت به همين حال نگه داشت، چنانچه نقطه ضعفي در عايق مشاهده  نشد، جلو آب را باز و قشر محافظ عايق را اجرا مي‌كنند، ولي در صورت بروز نم‌زدگي در زير سقف بايد محل آن را مطابق دستورالعملهاي فصل بيست و چهارم تعمير كرده و مجدداً آزمايش را تكرار نمود تا نقص عايق برطرف شود .                                                                             

اجراي عمليات ترميمي در عايقهاي رطوبتي

مرمت بدون نياز به بركندن عايقهاي قبلي

قبل از اقدام به مرمت بايد وضع عايق موجود به لحاظ بار وارده بر آن و قشر محافظ آن بر سقف مورد بررسي قرار گيرد، همچنين وزن عايق جديد و قشر محافظ آن نيز،  برآورد  و مجموع بارهاي زنده و مرده پس از ترميم در محاسبات ايستايي   سقف منظور گردد.  چنانچه  اعضاي  باربر ساختمان  قادر  به تحمل  بار اضافي جديد بودند، مي‌توان بر روي عايق قبلي عمليات ترميمي را انجام داد.

اگر لايه محافظي بر روي عايق وجود نداشته باشد، نخست سطح عايق را كاملاً از مواد اضافي و ذرات گرد و غبار تميز كرده و سپس طبق مشخصات ذكر شده در فوق اقدام به عايقكاري جديد مي‌گردد. ترميم عايقهاي ويژه ممكن است با مشخصات ارائه شده از سوي سازنده و يا با قير و گوني يا مشمع قيراندود انجام گيرد.                                                                                                             

 

حفظ و مراقبت عايقهاي رطوبتي

عايقهاي رطوبتي را در حين اجرا و در دوره بهره‌برداري از ساختمان بايد از سرماي زياد (يخزدگي)، گرماي زياد و اشعه ماوراء بنفش خورشيد، اوزون، شعله حريق، صدمات مكانيكي و حركات سازه‌اي و ساختماني، صدمات شيميايي (معدني و آلي)، ريشه دواني گياهان، فشار آب و بخار آب حفظ كرد . سرماي زياد باعث ترك‌خوردگي عايق مي‌شود، به ويژه اگر از قير نامناسب كه داراي خاصيت آنگمي  مطلوب نيست، استفاده شده باشد. قير مورد مصرف در عايق مخصوصاً در لايه نهايي، بايد مناسب منطقه انتخاب شود.

گرماي زياد سبب روان شدن قير مي‌شود. در مناطق گرم  خصوصاً  در  لايه نهايي  بايد قير مناسبي انتخاب شود كه در گرماي زياد روان نشود. در مناطقي كه اختلاف درجه حرارت روز تابستان  با  شب  زمستان  زياد  باشد ، بايد از قيرهاي دميده 15/90   R يا  25/80   R در عايقكاري لايه آخر و از مخلوطي از اين قيرها با قير 100/80 يا 70/60  يا 50 /40  استفاده كرد. در صورت دسترسي به قير معدني از اين قير نيز مي‌توان به جاي قير اكسيده بهره برد. (در مناطقي كه گرماي هوا در فصل  تابستان  در سايه  حداكثر  به 50  درجه سلسيوس و بيشتر برسد، بايد از قير خالص 50 /40  استفاده شود ، چنانچه حداكثر گرما به 40 درجه برسد، بايد از قير خالص 70/60 استفاده گردد و در حالي كه حداكثر گرما به 30 درجه برسد، بايد قير خالص 100/80 مصرف شود).                                                   

 تابش مستقيم خورشيد كه داراي اشعه ماوراء بنفش  است ، سبب  تجزيه  مواد     قيري و قطراني و از دست رفتن ويژگيهاي مطلوب آنها مي‌شود.

اوزون كه در لايه‌هاي بالاي جو وجود دارد باعث حفاظت بسياري از موجودات و مواد از اشعه ماوراء بنفش مي‌شود ، ولي وجود آن در نواحي كوهستاني  بر اثر رعد  و  برق  يا در شهرها در اثر سوخت ناقص موتورهاي درون‌سوز بر قير اثر نامطلوب دارد و آن  را تجزيه مي‌كند.                                                              

شعله و حريق نيز سبب سوختن مواد قيري و قطراني شده و باعث خرابي عايق رطوبتي مي‌شود، صدمات مكانيكي و حركات سازه‌اي و ساختماني نيز در صورتي كه جدي باشند، مي‌توانند به پارگي قشر عايق منجر شوند.                                                     

بسياري  از مواد شيميايي  مانند  حلالها  و روغنهاي معدني ،  قير و قطران را   در  خود حل مي‌كنند، همچنين قلياهاي قوي و اسيدها و گازهاي اسيدي باعث خرابي عايق مي‌شوند.                                                                                       

ريشه‌دواني گياهان نيز علاوه بر فساد عايق، به خاطر جابه‌جايي آن مي‌تواند مخاطره‌ انگيز باشد، چنانچه فشار آب وارده بر سطح عايق از حدي تجاوز كند (اين حد به نوع عايق، ضخامت و تعداد لايه‌هاي آن بستگي دارد)، مي‌تواند منجر به پارگي عايق شود. چنانچه بخار يا جريان آب داغ دائماً روي عايق جاري شود، آن را از آب‌بندي مي‌اندازد.

براي محافظت عايق از عوامل ياد شده بايد به ترتيب زير عمل شود:                    

لايه محافظ در مورد سطوح افقي بام مي‌تواند از موزائيك فرش يا حدود 3 سانتيمتر ماسه آسفالت انتخاب گردد. چون در نواحي گرم و خشك روغنهاي موجود در قير پس از مدت كوتاهي مي‌پرند و قشر ماسه آسفالت ترك مي‌خورد و به تدريج خرد و از هم متلاشي مي‌گردد، بهتر است در اين مناطق از پوشش موزائيك به رنگ روشن روي ماسه آسفالت به عنوان يك اقدام احتياطي و اضافي استفاده گردد. بديهي است در اين صورت ماسه آسفالت را مي‌توان به ضخامت 5/1 تا 2 سانتيمتر اجرا كرد و از ضخامت ملات يا ماسه زير موزائيك كاست. به هر حال بار مرده ناشي از اجراي هر نوع عايق با قشرهاي محافظ آن بايد در محاسبات ايستايي منظور گردد.                                                             

استفاده از پوشش كاهگل در بام نواحي گرم و خشك مشروط بر اينكه مراقبت مداوم و مستمر در نگاهداري آن منظور گردد و آمد و شد زيادي روي آن صورت نگيرد، بلااشكال است.                                                                                                  

آجر فرش با ملات گل نيمچه كاه نيز در نواحي گرم و خشك پوشش مطلوب    براي بامهاي تخت، شيبدار، قوسي و گنبدها به شمار مي‌رود.                                               

در سرويسها، حمام  و آشپزخانه ، كفپوش  و  كاشي  ديوارپوش  نقش  محافظ    عايقكاري را ايفا مي‌كنند.                                                                                                         

عايق قائم دست‌انداز بام، ديوار زيرزمين، ديوار شالوده و نظايرآن را با اجراي تيغه آجري به ضخامت 11 سانتيمتر و بيشتر محافظت مي‌كنند ، در مواردي كه فضاي كافي براي آجرچيني به ضخامت 11 سانتيمتر وجود نداشته باشد، ممكن است از تيغه 6 سانتيمتري و يا اندود ماسه سيمان استفاده شود.                                                                          

در صورتي كه عايق قائم با تيغه نازك، اندود سيماني، كاشي ديواري يا سراميك (در سرويسها) محافظت شود، براي جلوگيري از ترك‌خوردگي قشر محافظ و جابه‌جايي آن به ويژه هنگام گرما، قبل از پوشش عايق، بايد از توري سيمي به عنوان نگهدارنده آن استفاده شود.                                                                    

فلزات به ويژه مس بهترين محافظ عايق براي بامهاي قوسي و گنبدي به شمار مي‌روند.                                                                                                           

انجام كاشيكاري روي قشر عايق گنبدها، علاوه بر زيبايي، محافظت كافي را براي عايق تأمين مي‌كند.                                                                                

استفاده از شن ريزدانه براي محافظت عايق بامهاي تخت كه رفت و آمد روي آنها كم است نيز مرسوم مي‌باشد، در اين صورت بايد با نصب توري جلو آب‌رو ناودانها از ورود دانه‌هاي شن به داخل لوله ناودان جلوگيري شود.                      

برخي عايقهاي پيش‌ساخته با قشر نازكي از ماسه نرم يا خرده سنگ ريز به رنگهاي متنوع روشن پوشانده مي‌شوند، در اين صورت پس از عايقكاري بام نيازي به محافظت عايق وجود ندارد.                                                                 

چنانچه عايق بام با رنگهاي مخصوص منعكس كننده نور و گرما پوشانده شود، در اين حالت نيز اجراي قشر محافظ اضافي روي آن لازم نيست.                          

براي جلوگيري از سوراخ شدن عايق بايد از بارگذاري زياد روي آن خودداري شود. از وارد شدن ضربه به آن جلوگيري گردد و ماسه تيز گوشه در ملات مجاور آن مصرف نگردد.                                                                               

بايد از ريخته شدن مواد شيميايي مضر به ويژه روغنها و چربيها و حلالها بر روي عايق، جلوگيري به عمل آيد. همچنين اجتناب از تماس ملاتهاي آهكي با عايق ضرورت دارد، زيرا در صورت تماس، گوني عايق مي‌پوسد و پاره مي‌شود.        

در مناطق مرطوب كه امكان رويش گياهان و رشد خزه و مانند اينها وجود دارد، بايد از سموم علف‌كش كه در فرمولاسيون آنها مواد مضر براي عايق و پوشش آن وجود نداشته باشد، به منظور جلوگيري از رويش و رشد گياهان استفاده شود.