ازغـزل عمـران روستايـي تا مـرثـيـه توسعه روستايـي
يادش به خير وقتي روزنامه را ورق مي زدي ، پيچ راديو را باز مي كردي يا تلويزيون را روشن مي نمودي همه با هم غــزل عمران روستايي و جهادسازندگي را مي خواندند.امروزچندطرح عمران روستايي به بهره برداري رسيد.فلان روستاها برق دار شدند، فلان منطقه از آب آشاميدني بهداشتي بهره مندشد.چندين روستا ازطريق پل مسيرشان نزديك شدو...
باز با شروع جنگ و ادامه آن از سازندگي روستاها دريغ نشد اگر خبر اول جنگ بود حتما خبرهاي بعدي مربوط جنگ سازندگي در روستاها بود باز غــــــــزلها ادامه داشت.
حدود 350 تا 500 نفر كارشناس در معاونت عمران روستايي و در ستاد جهادسازندگي به قول امروزيها كار نرم افزاري انجام ميدادند و در استانها به تناسب فعاليت بعضاً بيش ازكارشناسان مركز و يابرابر آن در استانها كارهاي اجرايي انجام ميدادند . اكثرشان انقلابيون و دانشجويان دانشگاها بودند كه از طريق جهاد و با تشكيل جهادسازندگي افتخار انجام كارهاي عمراني را داشتند.
هـمــــه بـا هــم مي خوانديم:
قل انـما اعظكم بواحده ان تقوموا الله مثني و فـرادي…
اما با طرح وزارت شدن جهادسازندگي اولين ضربه راجــهاد ديد البته نيت ها خير بود و با وزيردار شدن جهادسازندگي وظايفي نيز از جمله:دام ، طيور و شيلات به وظايف جهاد اضافه گرديد و در واقع در دومين ضربه مسير 180درجه تغيير پيدا كرد و سازندگان روستاها به خـدماتچـــي هاي شهري تغيير فاز ميدادند و در دهه هفتاد اين اتفاق افتاد….
زماني كه پروزه هاي عمراني تابلو پرنور پيشاني جهادسازندگي بود و علاوه بر مسئولين عمران روستايي ، وزير جهادسازندگي ، ساير وزيران وكـلاي مجلس افتخار حضور در مراسم بـهره برداري از طـرحهاي عمراني ميكردند و غزل آن را با افتخار مي سرودند . اما اين بار بـه خاطر وظايفي كه گرفته بودند بايستي به فکر شكم جمعيت شهري باشند ، درصحبتهايشان حتما از مــرغ ، تخـم مرغ ، گوشت سفيد و قرمز حرف ميزدند و از دست آنـها اماني نداشتند.
هــمه آنـهايي كه درسابق غـزل سازندگي را سروده بودند(وزير ، وكيل ، دولت ، مجلس و...) خواسته يا ناخواسته گـروه كـري را تشكيل دادند و اين بار هـمــه با هـــم غـزل جـهادسـازندگي را كــــور خواندند!."طرح ادغام تصویب شد".
بعد از اتـمام كنسرت كــر ، كارشناسان بـهت زده عمران روستايي را كورمال كورمال به تاريكخانه كاخ وزارت جهادكشاورزي براي تزريق آمپول تبديل كارشناس عمران روستايي به تسهيلگر توسعه روستايي هـدايت كردند واينجا بودكه جهادسازنــــدگي (عمران و توسعه روستایی) در مـحــــــــور گنــدم گــم شـد.
حالا در تاريكخانه كاخ وزارت جهادكشاورزي هـمچو تـمثيل ”فيـل در تاريكي” مولانا هـركسي از ظن خود مي شود يار تــوسـعـه.
و امــا سـوال: تـوسـعـهء روسـتايي چي چيـه اس؟
تسهيلگـري مي گه شير آب را كه ببندي توسعه روستاييه ، هـمان اضافه ميكند:البته كه دروغ نگي فرا توسعه روستاييه.
رئيسش مي گه:توسعه روستايي تـراكتـــــوره .
مديره خوشش ميآد ، سوار تراكتوره درضيافت افطار مديران جولان ميده .حاضرين احسن مي گن و او احسن ميشنود.
مديري رل تراكتوره به دست مي گيره و مي گه گاوآهن اين تراكتوره خوب خاكو بر نمي گردونه.
مدير صاحب تراكتور براي يكهزار و يكومين بار اهداف توسعه را بعنوان تعريف توسعه به خورد مديران ميده و مي گويد: تـوسعـــه روستــايي فــراينـد ارتقــاء…….....اس.
دكتر مي گه:دوره گذار اس… توسعه روستايي ظرفيت سازي است ... توسعه روستايي توانـمندسازي است.
يكي ميگه: توسعه روستايي مـحل گذر مديران اس.(شش مدیر در پنج سال)
صدايي ميگه: با اينها براي روستايي تنبون "توسعه" نمي شه…
يكي ديگرميگه: اگرتنبون نمي شه ، براي مديرش سه تا خودرو كه مي شه.يكي را سوار مي شه ،ي كي زاپاس مي شه ، حيف كه سومي بدليل عدم كيفيت صادر نـمي شه.
معـاون مي گه: تـوسعــه روستــايـي ، فـرهـنگ سـازي اس…
تـوسعـه روستـايـي مثل جايــزه در تايــد اس……..............
يكي از مؤسسه داد مي زنـه : تـوسعـه روستـايـي طـوفـان مـغــزهـــا س .
مــن مي گم: تـوسعـه روستـايـي جنــگ ستـــارگــان ريـگــان اس...
از وزيـر پيـام مي رسـد كـه بنـده را از تـمركز محور گندم منحـرف نكنيـــد .
در این میان تعاریف دیگری می رسند از جمله :
- تـوسعـه روستــايـي پـروژه نيسـت پـروســـــــه اســت.
- تـوسعـه روستـايـي هـمـاهـنگـــي اس.
- تـوسعـه روستـايـي يعني خدمت 25 (بيست وپنج) تسهيـلگر بـراي 23000000 (بيست وسه ميليون) روستايـي .
- تـوسعـه روستـايي محـروم كـردن 23000000 (بيست وسه ميليون) روستايي از خدمات ، امكانات ، بـرنامه ، بــودجه و… بيست وسه (23) وزارتخانه اسـت.
- توسعه روستايي حـرفـه ، عمرش يكساله ، 18ماهـه ، حـداكثـر دوساله.
- تـوسعـه روستـايـي صـيـغـه مـبـالغـه اسـت.
بازتكرارمي كند با اينها به روستايـي تنبون نمي شه.
تکرار می کند که :تنبون كه نمي شه براي چند نفر پست ومـقام كه مي شه.
بلاخره توسعه روستايـي يعني هـــارت و پــوت خيــلي ، آوت پــوت ( Out put )هـيچـي.
يكي ميگه: توسعه روستايـي يك خيــــــــــانــت اســت.............
مهندس ميگه: توسعه روستايي سوراخ دعاست.
سرگذشت توسعه روستايي امروز مثـل نقش شيـر بـي دم ؛ يـال وكوپال رامي ماندكه پـهلوان دروغين روزي ميخواست درتن خودخال كوبي نـمايد.
ازمصوبه مجلس درخصوص توسعه روستايي (قانون ادغام) پنج سال مي گذرد و در اين راستا اقداماتي چون برگزاري كنگره چالشها و چشم اندازها ، سمينارهاي ملي و منطقه اي ، كارگاههاي آموزشي ، امضاء تفاهم نامه هاي همكاري و قراردادهاي انجام مطالعات با عناوين علمي و جـذاب مانند سنـد توسعه روستايي و….ازطرفي براي شـكار الگوي توسعه روستايي دراقدامات عملي ارباب جمعي به اصطلاح توسعه روستايي كاناداي يخ زده را در آن طرف دنيا و هـند هفتاد و دو ملت در اين طرف دنيا را زير پا گذاشته و انواع اقدامات بي هـدف ديگر در اين ميانه دنبال شده است.
نــهايت اين سرگرداني تشكيل دفـتر برنامه ريزي توسعه روستايي است كه در آن از رسالت توسعه كه هـمانا تحقيق و توسعه، هـماهنگي ، آموزش ، نظارت و ارزشيابي و ابزارها ، منابع انساني و مالي و … مي باشد.خبري نيست اين موجود ناقص الخلقه (دفتر برنامه ريزي توسعه روستايي) با گذشت چهار سال سـنگيــن و با كمك گرفتن از مؤسسات ناپيدا ونظريه پردازان و ايجاد كنندگان طوفـان در مغـزها و… تاكنون نتوانسته حتي خودش را معرفي نـمايد.
واويــلا اينجاست كه با اين هـمه هـارت وپـورت ، برنامه پنجساله توسعه روستايي را رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي در صندلي عقب اتومبيل خود و در فاصله زماني و مكاني بين دفتر كار تا جلسه هـيأت محترم دولت مي نويسنـد و هـمان در مــيز كـوير از توسعه روستايي بعنوان مـاده(20) برنامه پنجساله به تصويب ميرسـد!!!
سياستگذاري ، برنامه ريزي ، راهـبري و نظارت در امور توسعه روستايي زير نظر…