در سال‌های 75-74 با پنج میلیون تومان سرمایه امکان خرید یک سرپناه معمولی بود اما در حال حاضر دولت 18 میلیون وام می‌دهد ولی نمی‌توان خریداری کرد، حتی اگر این وام 50 میلیون تومان هم شود، تأثیری ندارد. چند وقتی است که مسئولان دولتی برنامه‌ای اجرایی کرده‌اند که زمین مجانی می‌دهند اما به واقع حتی اگر پول هم به مردم بدهند، این زمین‌ها تبدیل به ساختمان نمی‌شود. هرچه زمان می‌گذرد، این امر ثابت می‌شود که صنعت در کشور ما سامان پیدا نمی‌کند؛ مگر ساخت وساز ساماندهی شود. زیرا به فرض اگر تمامی کارگران یک کارخانه اتومبیل سازی، بیکار شوند، در جایی به جز بخش ساختمان به کار گرفته نمی‌شوند؛ از این رو به کارگاه‌های ساختمانی افاده می‌کنند. تمام دنیا نیز از کارگاه‌های ساختمانی به توسعه صنعتی رسیده‌اند همچنان که در آلمان با روی کار آمدن هیتلر، منابع بانکی صرف جاده سازی و امور عمران شد و از این طریق نیروهای انسانی آموزش دیدند.
اما در کشور ما، بیش از دو دهه است که با وزارت کار مذاکره می‌کنیم که پروانه اشتغالی که از سوی این وزارتخانه صادر می‌شود، صرفاً براساس آموخته‌های تئوری است؛ اما فرد آموزش دیده تا زمانی که در کارگاه کار نکند و این آموزش‌ها به عنوان ثمره زندگی در کار او تبیین نشود، نمی‌تواند از پروانه اشتغال در جهت توسعه صنعت بهره جوید. پس از تلاش و پیگیری مستمر توانستیم در ماده 33 آیین نامه نظام مهندسی تعریف کنیم که این حق کاردان فنی است که در کارگاه مقیم باشد و بر اجرای مقررات نظارت کند اما از اتفاقاتی که در این رابطه می‌افتد، خسته می‌شویم. در واقع نظام مهندسی، کاردان‌های فنی و تمام کسانی که از این راه نان حلال می‌خورند، باید محکم پای اجرای مقررات ملی ساختمان بایستند و اجرای دقیق آن را از کارفرما بخواهند. اگر قرار باشد به عنوان کشوری که می‌خواهد نیاز خانه‌دارشدن مردم را مرتفع کند، ساختمان بسازیم و بعد از 20سال خراب کنیم، هرگز به جایی نمی‌رسیم.
از سوی دیگرتا زمانی که به طور مکرر در بخش ساختمان تزریق سرمایه صورت گیرد تا تولید افزایش یابد، علاوه بر اینکه ساخت وساز رشدی پیدا نمی‌کند، تورم نیز در جامعه بالاتر می‌رود. چه معنی دارد که قیمت یک مترمربع زمین در طی یک سال دو برابر شود، در حالی که چیزی به آن اضافه نشده است. در چنین شرایطی چه کسی می‌تواند صاحب ساختمان شود؟
در سال‌های 75-74 با پنج میلیون تومان سرمایه امکان خرید یک سرپناه معمولی بود اما در حال حاضر دولت 18 میلیون وام می‌دهد ولی نمی‌توان خریداری کرد، حتی اگر این وام 50 میلیون تومان هم شود، تأثیری ندارد.
تا وقتی که سرمایه در جامعه حرف اول را می‌زند، ارزش نیروی کار از بین می‌رود اما وقتی نیروی کار در اولویت قرار گیرد، می‌تواند سرمایه را در اختیار خود درآورد. زیرا آنچه ارزشی افزوده ایجاد می‌کند سرمایه نیست، نیروی کار متخصص است که در کارگاه‌های ساختمانی فعال است؛ در این صورت هزینه‌ها پایین آمده و عمر ساختمان بالا می‌رود. بنابراین افزایش منابع دولت از محل رشد قیمت نفت تأثیری در تولید ثروت ملی ندارد.
همین بحث زمین‌های 99 ساله که می‌گویند قرار است به مردم واگذار شود؛ تجربه نشان داده این زمین‌ها تبدیل به ساختمان نمی‌شود. کشور ما در بخش ساخت وساز گرفتاری‌های بسیاری دارد طوری که 80درصد سرمایه برای تولید ساختمان، مصالح است و 20درصد نیروی انسانی. با این توضیح زمانی، ساخت‌وساز روشی منطقی پیدا کرده و توانسته نیاز جامعه را برطرف کند که 50درصد این سهم به نیروی انسانی و 50درصد به مصالح ساختمانی اختصاص داده شده است. از سوی دیگر متأسفانه نیروی انسانی ماهر به ویژه نیروهای تحصیل کرده در بخش ساخت وساز جایگاه درستی ندارند، در صورتی که اگر در کارگاه‌های ساختمانی، کاردان فنی، مهندس ناظر و نیروی کار ماهر وجود داشته باشد، یک نفر بیکار هم در جامعه وجود نخواهد داشت. در حال حاضر بدون در نظر گرفتن نیروی جوان، اغلب بازنشسته‌ها به فعالیت‌های ساختمانی نظیر انبارداری، مشاور املاکی و... روی می‌آورند. از سوی دیگر باید این فهم به وجود آید که با تزریق پول در جامعه، کاری از پیش برده نمی‌شود و تنها راه حل رفع مشکلات، تزریق تکنولوژی و علم است.